نبود ,آسانی ,آسانی نبود




ای از عشق پاک من همیشه مست

فارغ از این دل که پای تو نشست

سنگ بودی کیمیایت شد دلم

از تو باری شد به روی مشکلم


ای از عشق پاک من همیشه مست

من تورا آسان نیاوردم بدست

بارها این کودک احساس من 

زیر بارانهای چشم من نشست


در دل آتش نشستن کار آسانی نبود

راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود

با غروری هم قد و بالای بام آسمان

بارها در خود شکستن کار آسانی نبود



منبع اصلی مطلب : ایشانیسم
برچسب ها : نبود ,آسانی ,آسانی نبود
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : بیست و سه